|
Love never dies through separation never
|
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دریغ ، مدت عمرم که بر امید وصال
به سر رسید و نیامد به سر زمان فراق

غمگین چو پاییزم ، از من بگذر
شعری غم انگیزم ، از من بگذر
سر تا به پا عشقم ، دردم ، سوزم
بگذشته در آتش همچون روزم
بگذار ای بی خبر بسوزم.... چون شمعی تا سحر بسوزم
دیگر ای مه به حال خسته بگذارم.... بگذر و با دل شکسته بگذارم
بگذر از من تا به سوز دل بسوزم
آه ، در غم این عشق بی حاصل بسوزم
بگذر تا در شرار من نسوزی....بی پروا در کنار من نسوزی
همچون شمعی به تیره شب ها
می دانی عشق ما ثمر ندارد....غیر از غم ، حاصلی دگر ندارد
بگذر زین قصه ی غم افزا
بگذر ...









عشق من در سفر عشق خطر بايد کرد سينه را بر سر مقصود سپر بايد کرد
قطره قطره به دل دوست اثر بايد کرد از سفر جز هنر عشق نبايد اموخت
از دل خود به دل دوست سفر بايد کرد
يار من چرخ به دلخواه نخواهد چرخيد تا بداني به چه تدبير هنر بايد کرد
فتح اين قله ي ازاد به آساني نيست عشق من در سفر عشق خطر بايد کرد
میخواهم ذره ذره داشته باشمت اما برای همیشه
همینقدر که سایه ات بر تنهاییم باشد کافیست
خورشید نمی خواهم
همینقدر که حس بودنت آرامم کند کافیست
زندان عشق نمی خواهم
تو را پنهان می خواهم
برای خودم
تو را جاوید می خواهم
تنها برای لحظه ای زیستن
لحظه ای عاشقانه زیستن
لحظه ای عاشقانه نگریستن
لحظه ای اشک ریختن
عمری خندیدن
و در آغوش همیشه بهاریت جان گرفتن, زنده شدن, زندگی کردن
لحظه ای به درازای روز های انتظار
لحظه ای به سنگینی لحظه های وداع
لحظه ای به گرمی تو
وای اگر داشتمت ...
می خواهمت
تنها برای دنیای خودم
و من می اندیشم ...چه بهانه قشنگی!!!
و من دارمت
آری دارمت و عاشقانه می پرستمت![]()
میدونم بازم مثل همیشه یادت نبود
تولدم مبارک![]()
یک شبه از عمر سیرم کرد و رفت
من جوان بودم پیرم کرد و رفت
همیشه سیاه پوشیده ام.
عشق؛
مُصیبت سنگینی ست!

دیدمت ... آهسته بوسیدمت
خواندمت ... بر ره گل افشاندمت
آمدی ... بر بام جان پر زدی
همچو نو ر... بر دیده بنشاندمت
بردمت ... تا کهکشانهای عشق
پر کشان ... تا بی نشانهای عشق
گفتمت ... افتاده در پای عشق
زندگی ست ... رویای زیبای عشق
می روی ... چون بوی گل از برم
رفتنت ... کی می شود باورم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بوده ای ... چون تاج گل بر سرم
تا ابد ... یاد تو را می برم
بردمت ... تا کهکشانهای عشق
پر کشان ... تا بی نشانهای عشق
گفتمت ... افتاده در پای عشق
زندگیست ... رویای زیبای عشق

من ره به خلوت عشق هرگز نبرده بودم
پیدا نمی شدی تو شاید که مرده بودم...

گاهی پر از کلمات یخ زده ام و گاهی پر از آواز غمگینی که چشمهای خیسم در آینه ها میخوانند
با من حرف بزن،با من که شکسته تر از شاخه های دلواپسی ام
با من که سرگردانتر از ابرهای این حوالی ام
با من حرف بزن از اضطراب کوچه باغهای بیقراری،از واهمه لحظات تنهایی
در سرم عشق تو هست و مرا بس است سهم با تو بودن
با تو خوبست پیله های تنهایی را پروانه وار پاره کردن
با تو خوبست کنار یک خوشبختی همیشگی،امنیت یک سایه بان بی پایان را نظاره کردن
تو کدامین شعری که با سرودنت همه شعر ها از رونق افتاده اند؟

یک روز
تورا خواهم داشت
داشتن پنجره ای که به رویا گشوده شود
رویایی به آسمان عشق
آسمانی که ستاره چشمان تو پرفروغترین ستاره آن باشد
داشتن دستانی
که لمس اطلسی اند
حس زیبای محبتند
و آغوشی که بهار
جایی برای جوانه زدن موهای خشک و پیر من
یک روز..
آری
خواهم داشت
![]()
![]()

می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه ی خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه ی خویش
می برم ، تا که در آن نقطه ی دور
شستشویش دهم از رنگ کناه
شستشویش دهم از لکه ی عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه
می برم تا ز تو دورش سازم
ز تو ، ای جلوه ی امید محال
می برم زنده به گورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال
ناله می لرزد ، می رقصد اشک
آه،بگذار که بگریزم من
از تو ، ای چشمه ی جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
بخدا غنچه ی شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله ی آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
می روم ، خنده به لب، خونین دل
می روم از دل من دست بردار
ای امید عبث بی حاصل
حالا دیدی میتونم تو بری و تنها بمونم؟
همه لحظه ها مال تو ، فردا مال تو ، دنیا مال تو
بروووو
بگو آخه واسه چی تو بد شدی ؟؟؟؟؟
کشتن قلبمو بلد شدی
گفتی می خوای ازم دل بکنی
از روی قلبم تو رد شدی
اما اینو می دونم که قلب تو
هیچ جا نرفته و پیش منه
اون دل ساکت و مهربونت
توی سینه داره واسه من می زنه
نگو نگو که می خوای دل بکنی
آخه مگه نمی دونی عشق منی
خوب می دونم داری دروغ میگی
تو می خوای دلمو آتیش بزنی
نگو نگو که می خوای دل بکنی
خوب می دونم داری دروغ میگی
آخه توی دنیای کوچیک من
هیچ کسی غیر تو جا نداره
عاشق پاپتی و دیوونت
اگه تو نباشی یه جا کم میاره
دروغکی می گی دوستم نداری
آخه چرا سر به سرم میزاری
بگو آخه واسه چی لج می کنی
هی می گی کاری به کارم نداری
نگو نگو که می خوای دل بکنی
آخه مگه نمی دونی عشق منی
خوب می دونم داری دروغ میگی
تو می خوای دلمو آتیش بزنی
نگو نگو که می خوای دل بکنی
آخه مگه نمی دونی عشق منی
خوب می دونم داری دروغ میگی
تو می خوای دلمو آتیش بزنی
.THE END
ای دنیا
میمیرم







بس شنیدم داستان بی کسی
بس شنیدم قصه دلواپسی
قصه عشق از زبان هرکسی
گفته اند از نی حکایت ها بسی
حال بشنو از من این افسانه را
داستان این دل دیوانه را
چشمهایش بویی از نیرنگ داشت
دل دریغا سینه ای از سنگ داشت
با دلم انگار قصد جنگ داشت
گویی ازبامن نشستن ننگ داشت
عاشقم من قصد هیچ انکار نیست
لیک با عاشق نشستن عار نیست
کار او آتش زدن من سوختن
دردل شب چشم بر دردوختن
من خریدن ناز او نفروختن
بازآتش در دلم افروختن
سوختن درعشق را از برشدیم
آتشی بودیم وخاکستر شدیم
از غم این عشق مردن باک نیست
خون دل هرلحظه خوردن باک نسیت
آه،می ترسم شبی رسوا شوم
بدتر از رسوایی ام تنها شوم
وای از این صیدوآه ازآن کمند
پیش رویم خنده پشتم پوزخند
برچنین نامهربانان دل مبند
دوستان گفتن ودل نشنید پند
خانه ای ویران تر از ویرانه ام
من حقیقت نیستم افسانه ام
گرچه سوزد پرولی پروانه ام
فاش می گویم که من دیوانه ام
تا به کی آخر چنین دیوانگی
پیله گی بهتر از این پروانگی
گفتمش آرام جانی؟گفت:نه
گفتمش شیرین زبانی؟گفت:نه
گفتمش نامهربانی؟گفت:نه
می شود یک شب بمانی ؟گفت :نه
دل شبی دور از خیالش سر نکرد
گفتمش افسوس او باور نکرد
خود نمی دانم خدایا چیستم
یک نفر با من بگوید کیستم
بس کشیدم آه از دل بردنش
آه اگر آه م بگیرد دامنش
با تمام بی کسی ها ساختم
وای بر من ساده بودم باختم
دل سپردن دست او دیوانگیست
آه غیراز من کسی دیوانه نیست
گریه کردن تا سحر کار من است
شاهد من چشم بیمار من است
فکر می کردم که او یار من است
نه فقط در فکر آزار من است
یک شب آمد زیرورویم کردو رفت
بغض تلخی در گلویم کردو رفت
مذهب او هرچه باداباد بود
خوش به حالش که اینقدر آزاد بود
بی نیاز ازمستی می شاد بود
چشمهایش مست مادر زاد بود
یک شبه از عمر سیرم کردو رفت
من جوان بودم پیرم کردو رفت









می خواهم اعتراف کنم
هنوز معتادم!
هر شب به آسمان خیره میشوم
یادت هست چگونه شیدایت شدم
...
دزدانه
به آسمان نگاه میکنم .
شاید بیشتر از پیش!
به چشمان ستاره ها
اما نه همه آنها
تنها به آنکه پرفروغ تر است
پر شورتر است
میدانم ستاره چشمان تو را مینگرم
چه بسا
فقط شبیه چشمان تو باشد
با هر نگاه شبنم پر حرارت عشق رو گونه هایم تاب میخورد
و من عاشقتر از پیش می شوم
از حرارتش میسوزم
چه لذتی دارد این لهیب ...
دوستت دارم![]()
نازنینم
به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره می شوم
از زمین تا آسمان
به اندازه تمامی ستاره ها
دوستت دارم
نگاه کن
هر شب
مشتاق تر
بی تاب تر
عاشق تر
وعده من و تو
هر شب
زیر نور ماه
در اوج ستاره ها
ز شرار غم میسوزم ز تمامی وجود
دوبار باید بخونم یکی بود یکی نبود
...
این دفعه یکی بود هیشکی نبود
ای خدا قربونت برم
کمکم کن![]()

من تنهاترین فریاد در اوج صدایم
من عاشقانه ترین نگاه در اقیانوس وجود توام
من میخواهم زنده بمانم تابا توباشم تاباتو بخوانم چراکه
با تو شادم و بی توهیچم!
تمام شعرهای من فریاد قلب من است وتمام انها از ان توست .
من زردترین پاییزم در فصل نگاهت پس ان رادریاب
وبا برق چشمانت
غروبش را همراه باش ...
کسی چه می داند فردا چه خواهد شد ؟
شاید تقدیر دستان پر صلابتش را به سویم دراز کند و شاید هم نه...
ولی تا ان روز به امید رسیدن به نگاهت در انتظار می نشینم.
دلم هميشه می خواست غزلی بگويم که اخرين بيتش..
آخرين پلک خواب الوده تو باشد....
امشب ولی می خواهم به جای حافظ با ديوان چشمان تو فال بگيرم..
پلک که می زنی ورق ورق غزل تازه زاده می شود..
اخرين برگ ديوان چشمان تو کجاست؟؟؟
پلک بزن من غزل تازه می خواهم
خسته ام اما نه آنقدرکه نتوانم تو را دوست داشته باشم
و از کنارنفس های گرمت بی اعتنا بگذرم.
اگرشوق رسیدن به دستهایت نبود،هیچ گاه آغوشم را نمی گشودم
واگر صدای گوشنواز تو نبود ازگوشه تنهایی بیرون نمی آمدم.
اگر شوق دیدن چشم هایت نبود هیچ گاه پلک هایم را بیدار
نمیکردو اگر نسیم حرفهایت نمی وزید،معنای جهانرا نمی فهمیدم...
نازنین مریم
ساده بگم ، دوست دارم![]()
تكيه به شونه هام نكن
من از تو افتاده ترم
ماكه به هم نمي رسيم
بسه ديگه بزار برم
كي گفته كه به جرم عشق
يه عمري پرپرت كنم
حيف تو نيست كنج قفس
چادر غم سرت كنم
من نه قلندر شبم
نه قهرمان قصه ها
نه بنده حلقه به گوش
نه ناجي فرشته ها
من عاشقم همينو بس
غصه نداره بي كسي
قشنگي قصه ماست
كه ما به هم نمي رسيم



آسمان
که همیشه به داستان زندگیم آشناست
همچون دلِ آشوب زده ام
...می گرید
و سپس بس می کند
ابرهایش را در هم فرو می برد
:می اندیشد
"ای کاش همیشه در خواب بودم"
![]()
اول آشناییمون حرفا چه شاعرانه بود
نگاه تو، تو چشم من چه پاک و صادقانه بود
اول آشناییمون عزیز و دردونه بودم
به چشم مست وعاشقت گوهر یکدونه بود
حالا کی هستم واسه تو حالا کی هستم واسه تو؟؟
یه جام خالی از شراب
شکستنی مثل حباب
اول آشناییمون برای تو راز بودم
شعر بودم ، شور بودم ، الهه ناز بودم
اول آشناییمون واسم یه پروانه بودی
من همه سادگیمو تو عاشق و دیوانه بودی
حالا کی هستم واسه تو حالا کی هستم واسه تو؟؟
هیچی

خدا حافظ ای نورو امیدو ترانه
خدا حافظ ای شورو عشقو شبی شاعرانه
خدا حافظ ای هستی و هر چه دارم
خدا حافظو این است پایان نا مه
خدا حافظ ای پاکی و مهربانی و صدا قت
خدا حافظ ای همه یک رنگی و صراحت
خدا حافظ ای مغرور من ای سنگدل
باور نمی کردم ولی رفتی از پیشم چه راحت
خدا حافظ ای اشتیاق با تو بودن
خدا حافظ ای آرزوی دل ربودن
خدا حافظ ای زندگی و بی وجودت زنده بودن
همیشه مسئله این است بودن یا نبودن؟
خدا حافظ ای آن که میگفتی همیشه
بی تو هر گز زندگی کردن نمیشه
خدا حافظ ای روشنای ای بی وجودت زنده بودن
دیگه این بار تیشه زدی به ریشه....!
یه چیزی بگم؟
بگو!
ولنتاین مبارک!
مبارکه صاحبش
...
...
...

نزار بهت عادت کنم جدایی سخته گل من
یه روز تو از اینجا میری میشکنه تنها دل من
نزاربهت عادت کنم جدایی سخته گل من
تو که نمیمونی پیشم داغتو رو دلم نزار
نزار بهت عادت کنم تا که جدایی سخت نشه
نهال عشق و بسوزون تا یه روزی درخت نشه
ما که بهم نمیرسیم حتی توی خواب و خیال
قسمت ما یکی نشد حتی توی فنجون فال
نمی شه این پله ها رو دو تا یکی کرد و رسید
دیوار سنگه بینمون نمی شه دیوار رو ندید
نزار بهت عادت کنم
نزار بهت عادت کنم
نزار بهت عادت کنم
...

به خودم قول می دهم دیگر دلم برایت تنگ نشود
قول می دهم دیگر با ترنم صدایت آسمان چشمانم بارانی نشود
قول می دهم دیگربا تصور چهره زیبایت عاشق نی غریب چشمانت نشوم
قول می دهم دیگر با خاطرات زندگی نکنم
قول می دهم دیگر به کلبه دلتنگی ات نیایم
قول میدهم دیگر اشکهایم آبرویم را به تاراج نبرد
قول میدهم دیگر ستاره ی آرزویت را کم فروغ نکنم
قول میدهم آسمان دلم را با ستاره وجودت گل باران نکنم
قول میدهم دلم را اززیر پایت بردارم
قول میدهم دیگرآسمان ، ابراها را در روزهای دلتنگی ام نگریاند
قول میدهم دیگر نفسهایم را به عشق تو نکشم
قول میدهم دیگر در کلبه دلم جایت ندهم
...
ای مهربان
ای دوست
میدانم
خوب میدانم
و خوب میدانی
رویای جاوید زندگی ام تنها تویی
تنها روزنه ی شادی من ، خیال لحظه های زیبای با تو بودن است
تلخی جدایی ات ، کامم را تلخ نمی کند چرا که شیرینیه بوسه عشقت تا ابد جاوید است
می ستایمت به خوبی و پاکی
و به عظمت عشق سوگند
زنده ام ، تنها با یادت
و چه شیرین است در فراغ یوسف گریستن
بویش را از خاطرات گرفتن
و ارام گرفتن با عطر خوش مهربانی
نازنینم
خوب می دانم نمی توانم به هیچ کدام از قولهایم عمل کنم
چرا که رنگین کمان آسمان زندگی ام با هفت رنگ وجود مهربانت رنگین شده
پس تا زنده ام می تازم.
![]()

لحظه ديدار نزديك است .
باز من ديوانه ام، مستم .
باز مي لرزد، دلم، دستم .
باز گويي در جهان ديگري هستم .
آبرويم را نريزي، دل !
- اي نخورده مست -
لحظه ديدار نزديك است .
میرسم من به تو یک روز
اما نمیدانم
کی؟
کجا؟
با چه اندیشه ای...
من نمیدانم که ، که ام
نازنینم من فقط میدانم
که تویی شاه بیت غزل زندگی ام
لحظه دیدار نزدیک است...![]()
مهربانم ،ای یار
یک نفرهست اینجا
بین آدمهایی که همه سردوغریبند با تو
به تو می اندیشد
ودلش ازاندیشه ی توسرشاراست
یک نفرهست که وقتی نیستی
دل اودلتنگ است
ودلش ازدوری تو می گیرد
یک نفرهست اینجا
که می خواهد به توبگوید
که تورا
ونگاه پاکت را
وقلب پراحساست را
عاشقانه دوست دارد.

Unbelievable love that I have for you
If I say I love you million times
Still it won't be enough
Because I just love you so much
No one can say how much
In my heart you will always be
Forever, Forever
Here or there
Near or far
My love will be
Wherever you are
I'll never leave your hand
You are everything for me
I can never see you sad
Forever I'll be on your side
You are the one
You are my soul
If without you
What the reason to live in this world
I can touch the sky for you
I'll always be with you
You are my life partner
No one, no one will take your place
In this world until heaven
I'll never break my promise
You are the cure of my pain
You are just my man
Because ever since you have come in my life
You have completely changed my world
That makes me believe
I'll love you till the end
Because it feels so great
When you are around
Happiness which I feel
No one can ever describe
دوسسسسسسسسسسسست داررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم
نمیدونم از سر شوق و عشق بخندم یا گریه کنم فقط میدونم دوسسسست دارممم خیلی زیاد
![]()
![]()
بی هیچ انتظاری دوست دارم بی هیچ امیدی بدون هیچ پاسخی حتی یه نیم نگاه ....
همچنان به پات میسوزم و میسازم تا آخر ناکجا اباد تا آخر شهر قصه ها....
مثل یه ماهی که اب تنگشو لبریز از بوسه های بی پاسخ میکنه......
![]()
دوستت نمي دارم چنان که گل سرخي باشي از نمک
دوستت مي دارم بي آنکه بدانم چه وقت و چگونه و از کجا
دوستت مي دارم ساده و بي پيرايه، بي هيچ سد و غروری:
اين گونه دوست مي دارمت،
چرا که برای عشق ورزيدن راهي جز اين نمي دانم.
پابلو نرودا (1973 - 1904)
ایا می دانی کسی هست که با دیدنت رنگ رخسارش تعییر میکندصدا و لحن سخنش تغییر می کند
|
و صدای قلبش ابرویش را به تاراج برده است مهم نیست که مال او نباشی... مهم این است که فقط باشی و حضورت را احساس کند با بودنت عطر و زیبایی ات را احساس کند خوشبختی و شاد یت را همیشه نظاره گر باشد هرچند سخت و تلخ باشد! |
شادی من دیدن لبخند توست ونقش مهر و محبت تو تنها نقش جاوید بر لوح دلم است
به خاطر تمام خوبی ها وزیبایی هایت
وبه نور چشمانت که تجسم تمام زیبایی های دنیا است سوگند می خورم





اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
تورا گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هرشب
بدین سان خواب ها را با تو زیبا میکنم هرشب

تماشایی ترین تصویر دنیا می شوی گاهی
دلم می پاشد از هم بس که زیبا می شوی گاهی
حضور گاهگاهت بازی خورشید با ابر است
که پنهان می شوی گاهی و پیدا می شوی گاهی
به ما تا می رسی کج می کنی یکباره راهت را
ز ناچاریست گر هم صحبت ما می شوی گاهی
دلت پاک است اما با تمام سادگیهایت
به قصد عاشق آزاری معما می شوی گاهی
تو را از سرخی سیب غزلهایم گریزی نیست
تو هم مانند حوا زود اغوا می شوی گاهی


خیلی وقت دیگه بارون نزده
رنگ عشق به این بیابون نزده
خیلی وقته گلی پرپر نشده
دل آسمون سبک تر نشده
مه سرد رو تن پنجره ها
مثل بغض توی سینه منه
ابر چشمام پر اشک ای خدا
وقتش دوباره بارون بزنه
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوریه تو بد جوری دل تنگ شده
بعد توهیچ چیزی دوست داشتنی نیست
کوه غصه از دلم رفتنی نیست
درد عشق تو رو من با کی بگم
همه حرفا که آخه گفتنی نیست




« بسم الله الرحمن الرحيم
اناانزلناه في ليله القدر
و ماادريك ما ليله القدر
ليله القدر خير من الف شهر
تنزل الملائكه والروح، فيها باذن ربهم من كل امر
سلام هي حتي مطلع الفجر »
« ما «آن» را فرود آورديم درشب قدر
و چه ميداني كه شب قدر چيست؟
شب قدر از هزار ماه برتر است
فرشتگان و آن روح دراين شب فرود ميآيند
به اذن خداوندشان از هر سو
سلام بر اين شب تا آنگاه كه چشمه خورشيد ناگهان ميشكافد! »

مولا جان
چگونه شمشیری زهرآگین
پیشانی بلند تو
این کتاب خداوند را از هم می شکافد؟
چگونه می توان به شمشیری، دریائی شکافت؟
به پای تو می گریم
با اندوهی،والاتر از غمگزایی عشق
و دیرینگی غم
برای تو با دیده ی محرومان می گریم
با چشمان یتیم ندیدنت
گریه ام ، شعر شبانه ی عشق توست….

دلم از همه جا و همه کس گرفته از خدا هم دیگه شرم میکنم![]()
دوستان عزیزم که دلاتون پاکه مثل نم بارون بزرگ مثل اسمون ، چند وقت آسمون دلم اونقدر گرفته که همه ی ابراش کدر شده
خواهش میکنم
امشب آرزوهاتو روی بال فرشته ها بذار و تا رسیدنشون به آسمون دعا کن
صدای اجابت که به دلت رسید
منو فراموش نکن![]()
در شب قدر دلم را به خدا بخشیدم
گفت این غرق گناهست نمی خواهیمش
توبه افتاد و تضرع که کریما بپذیر
گفت حالا که به راه آمده می بخشیمش
خدای مهربون کمکم کن![]()